محمد تقي جعفري

38

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تفسير عمومى خطبهء صد و سى و يكم 2 ، 5 - ايتها النفوس المختلفة ، و القلوب المتشتتة ، الشاهدة أبدانهم و الغائبة عنهم عقولهم ( 1 ) ( اى مردم غوطه ور در اختلاف ، و اى دلهاى پراكنده از هم ، اى مردمى كه بدنهايشان حاضر و آشكار و عقولشان غائب ) آنجا كه شخصيت انسانهاى يك جامعه استقلال و مديريت خود را از دست داد ، زندگى آنان در تاريكى اختلاف ، با دلهايى پراكنده و مغزهايى خالى از عقل تباه خواهد گشت اين كه جوامع بشرى ممكن است دچار چنين بيمارى شود ، جاى ترديد نيست و با توجه به سرگذشت تاريخى بعضى از مجتمعات انسانى در گذشته و حال ، وجود اين بيمارى قابل مشاهده مىباشد . به نظر مىرسد اگر يك جامعه شناسى واقعى در تاريخ گذشته و حاضر بشرى صورت بگيرد [ نه ملاحظات نمودهاى فيزيكى زندگى اجتماعى بشر ] آن وقت به خوبى خواهيم فهميد كه كارنامهء حيات بشرى در امتداد قرون و اعصار چه بوده است ، و چه امكاناتى را براى حركت در مسير حيات معقول از دست داده است . اين كه گفتيم : « يك جامعه شناسى واقعى نه ملاحظات نمودهاى فيزيكى زندگى اجتماعى بشر » براى آن است كه ما تاكنون با همهء پيشرفت در وسائل و ابزار شناخت شئون زندگى بشرى در دو قلمرو فردى و اجتماعى ، نتوانسته‌ايم بيك جامعه شناسى منقّح و مبتنى بر اصول علمى قطعى دست يافته

--> ( 1 ) ترجمهء فوق بنا بر اين است كه جملهء عربى لنرد المعالم من دينك است و اگر جملهء لنردّ . . . باشد ، ترجمهء جمله چنين است كه آن نشانه‌هاى دين تو را كه جاى حقيقى خود را از دست داده بودند ، به جاهاى خود برگردانيم .